نجات بوکسور جوان از اعدام با کمک به ۵معلول
قتل بخاطر متلک به همسر با یک ضربه مشت / بخشش اولیای دم پس از ۹ سال با شرط معنوی
مرداد ۱۳۹۵، پارکی در یکی از شهرستانهای استان فارس. امیر، بوکسور جوانی که تازه داماد شده بود، همراه همسرش مرسده قدم میزد. یک متلک ناشناس از میان جمعیت، زندگی سه نفر را برای همیشه تغییر داد. امیر که بوکسور بود و مشتهای آهنینی داشت، بدون تحقیق به سمت چند جوان حمله کرد و ضربهای محکم به شقیقه یکی از آنها کوبید. سهیل بیآنکه فرصت کند بگوید «من نبودم»، روی زمین افتاد و جان باخت. حالا پس از ۹ سال، امیر پای چوبه دار بخشیده شد؛ اما این بخشش رایگان نبود.
اشتباه مرگبار؛ قاتل، بیگناه را کشت
تحقیقات پلیس در صحنه قتل به سرعت پرده از اشتباه هولناک امیر برداشت. متلکی که به همسرش پرتاب شده بود، از سوی سهیل نبود؛ یکی از دوستانش این جسارت را مرتکب شده بود، اما ضربه بوکسور جوان به شقیقه سهیل اصابت کرد.
امیر در دادگاه نه تنها از قصاص نترسید، که خود خواهان آن شد: «لطفاً مرا اعدام کنید. من یک بیگناه را کشتهام. این کابوس را تحمل نمیکنم.» با شکایت اولیای دم، حکم قصاص صادر و در دیوان عالی کشور تأیید شد.

دوبار پای چوبه دار؛ یکبار نفسگیر و بار دیگر معجزهآسا
امیر یک بار پای چوبه دار رفت، اما واحد صلح و سازش دادسرا و خیرین مهلتی برای او گرفتند. بار دوم که تاریخ اجرای حکم قطعی شد، همه چیز برای پایان آماده بود. اما اتفاقی رخ داد که پرونده را از مسیر مرگ به زندگی بازگرداند.
پدر و مادر سهیل به دادسرا رفتند و اعلام کردند از قصاص قاتل فرزندشان گذشت میکنند. شرط آنها اما متفاوت بود.
شرط بخشش؛ زندگی برای ۵ کودک معلول
مادر سهیل گفت: «میدانم پسرم برنمیگردد. اعدام امیر هم او را زنده نمیکند. وقتی دیدیم امیر در زندان کارهای خداپسندانه انجام میدهد و از همان روز اول از کرده خود پشیمان بود، تصمیم گرفتیم ببخشیم؛ اما به یک شرط.»
شرط اولیای دم برای بخشش قاتل این بود که امیر هزینه درمان و نگهداری ۵ کودک معلول ساکن یک مرکز توانبخشی را تا پایان عمرشان تأمین کند. امیر پذیرفت و پس از ۹ سال از زندان آزاد شد.
از مشت آهنین تا دست نوازش
داستان امیر روایتی است از تقابل خشم و خرد، انتقام و بخشش، مرگ و زندگی. بوکسوری که با یک مشت، زندگی خود و دیگری را نابود کرد، حالا باید سالها با هزینهکرد برای حفظ زندگی ۵ انسان بیپناه، سنگینی آن ضربه را از دوش روحش بر زمین بگذارد.
این پرونده یک پرسش اخلاقی بزرگ را نیز پیش میکشد: آیا بخشش با شرط، هنوز بخشش است؟ یا معاملهای است میان درد و منفعت؟ پاسخ شاید در نگاه مادر سهیل باشد: «پسرم که زنده نمیشود. بگذار این پسر حداقل برای زنده نگهداشتن چند کودک کار کند.»
قصاص؛ پایان راه یا آغاز مسئولیت؟
بخشش قاتل با کمک به معلولان نمونهای کمنظیر از صلح و سازش در پروندههای قصاص است. این شیوه که بهتازگی در برخی دادسراهای کشور مورد توجه قرار گرفته، تلاش میکند تا از دل یک تراژدی، فرصتی برای التیام زخمهای جمعی بیافریند.
امیر حالا آزاد است، اما آزادی او به بند مسئولیتی سنگین گره خورده است. او باید تا پایان عمر، هزینه ۵ کودکی را بدهد که هیچ گناهی ندارند، جز آنکه در مسیر بخشش یک مادر قرار گرفتهاند.
