پرونده قتل زن جوانی به نام مریم که در سال ۱۴۰۳ بهطرز مشکوکی جان خود را از دست داد، با افشای جزئیاتی تکاندهنده در دادگاه کیفری تهران وارد مرحلهای حساس شد. همسر او، ناصر، که به اتهام قتل در دادگاه حاضر شده بود، مدعی شد که قربانی به او خیانت کرده است؛ اما بررسی دقیق مکالمات تلفنی و پیامکهای ردوبدلشده میان آنها، روایت متفاوتی را آشکار کرد.
آغاز ماجرا؛ کشف جسد در خانه
ماجرا زمانی آغاز شد که پدر مریم با پلیس تماس گرفت و از ناپدید شدن دخترش ابراز نگرانی کرد. او پس از چند تماس بیپاسخ، به خانه دخترش رفت و با پیکر خونین او مواجه شد. ناصر، همسر مریم، در محل حضور نداشت و همین موضوع شک پدر را نسبت به نقش او در این حادثه افزایش داد.
با حضور مأموران پلیس و انجام بررسیهای اولیه، جسد به پزشکی قانونی منتقل شد. تحقیقات نشان داد که مریم پیشتر از همسر اول خود جدا شده و پس از مدتی با ناصر ازدواج کرده بود. او یک دختر خردسال نیز داشت. مأموران با پیگیری سرنخها، ناصر را چند روز بعد شناسایی و بازداشت کردند.
اعتراف تلخ در بازجویی
ناصر در بازجوییهای اولیه به قتل همسرش اعتراف کرد. او گفت که مریم چند روز قبل از حادثه با حالت قهر خانه را ترک کرده بود و پس از وساطت خانوادهاش، روز حادثه به خانه بازگشت. ناصر مدعی شد که رفتارهای همسرش در هفتههای اخیر مشکوک بوده و او تصور میکرد که مریم به او خیانت میکند. در جریان مشاجرهای شدید، ناصر کنترل خود را از دست داد و با ضربه چاقو جان همسرش را گرفت.
دادگاه کیفری؛ تقابل ادعا و واقعیت
پرونده پس از تکمیل تحقیقات به شعبه ۱۱ دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد. در ابتدای جلسه، پدر مقتول با حضور در جایگاه خواستار اجرای حکم قصاص شد و اعلام کرد که حاضر است دیه فرزند خردسال دخترش را نیز پرداخت کند تا قاتل به مجازات برسد.
ناصر در دفاع از خود گفت که همسرش دیگر به او توجهی نداشت و پیامکهایی در تلفن او دیده بود که نشان میداد با افراد غریبه در ارتباط است. او این پیامها را دلیل اصلی سوءظن و در نهایت قتل عنوان کرد.

افشای حقیقت با بررسی پیامکها
در لحظهای تعیینکننده، قاضی پرونده پرینت کامل مکالمات و پیامکهای مریم را از پرونده خارج کرد و خطاب به ناصر گفت: «هیچ نشانهای از ارتباط مشکوک با افراد غریبه در این پیامها وجود ندارد. همسرت در اغلب پیامها با احترام و محبت با تو صحبت کرده و حتی تو را با لفظ “جان” خطاب میکرد.»
ناصر و وکیلش پس از بررسی پرینتها، تلاش کردند با اشاره به یک پیامک حاوی شماره کارت و آدرس، ادعای خود را اثبات کنند. اما قاضی پاسخ داد: «ارسال شماره کارت و آدرس بهتنهایی نمیتواند نشانه خیانت باشد.»
پایان جلسه و انتظار برای صدور حکم
با پایان یافتن جلسه رسیدگی، قضات برای بررسی نهایی و صدور رأی وارد شور شدند. این پرونده نهتنها بازتابی از یک تراژدی خانوادگی است، بلکه نشاندهنده اهمیت بررسی دقیق مدارک و شواهد در دادگاه برای جلوگیری از صدور احکام بر پایه سوءظن و احساسات است.
در دنیای امروز که ارتباطات دیجیتال نقش مهمی در زندگی افراد دارد، استفاده از دادههای واقعی میتواند حقیقت را از ادعا جدا کرده و عدالت را به جریان بیندازد.