بحران سالمندی در ایران؛ شمار اندک پزشکان، بار سنگین آینده

فقط ۵۰ متخصص برای ۱۰.۵ میلیون نفر!

نرخ سالمندی در ایران به سرعت رو به افزایش است و امروز حدود ۱۴ درصد جمعیت را افراد بالای ۶۰ سال تشکیل می‌دهند؛ معادل بیش از ۱۰.۵ میلیون نفر. با این وجود ظرفیت تخصصی «طب سالمندی» در کشور بسیار اندک است و کمتر از ۵۰ متخصص در این حوزه فعالیت دارند، رقمی که فاصلهٔ بزرگی با نیاز واقعی کشور نشان می‌دهد و پیامدهای بلندمدتی برای سلامت عمومی و نظام درمانی خواهد داشت.

چرا کمبودِ متخصص چنین خطری دارد

متخصص طب سالمندی نقشِ «هماهنگ‌کنندهٔ سلامتِ سالمند» را برعهده دارد؛ پزشکی که نه تنها بیماری‌ها را درمان می‌کند بلکه دارودرمانی، توان‌بخشی، پیشگیری از سقوط، مدیریت چندبیماری‌گی و مسائل روانی-اجتماعی را به‌صورت یکپارچه پیوند می‌زند. نبود چنین تخصصی باعث می‌شود:

  • تشخیص و مدیریت چندبیماری‌های مزمن دیرهنگام یا پراکنده شود؛
  • پدیدهٔ «پلی‌فارماسی» (مصرف هم‌زمان چندین دارو) شایع‌تر و عوارض دارویی افزایش یابد؛
  • هزینه‌های بستری و درمانی غیرضروری و نیز بار مراقبتی بر خانواده‌ها سنگین‌تر شود.

متخصصان می‌گویند با وجود اینکه بسیاری سالمندان چند بیماری هم‌زمان دارند و برخی روزانه بیش از ۱۰ قلم دارو مصرف می‌کنند، حضور یک پزشک متخصص سالمندی می‌تواند این اقلام دارویی را به حدود ۴–۵ قلم بهینه کند و کیفیت زندگی را ارتقا دهد.

فقط ۵۰ متخصص برای ۱۰.۵ میلیون نفر!
فقط ۵۰ متخصص برای ۱۰.۵ میلیون نفر!

شکاف ظرفیت مقابل موج جمعیتی آینده

پیش‌بینی‌ها حاکی از آن است که در سه دههٔ آینده سهم سالمندان به‌طور چشم‌گیری افزایش خواهد یافت؛ برآوردها نشان می‌دهد تا سی سال آینده جمعیت بالای ۶۰ سال ممکن است به نزدیک ۳۰ میلیون نفر برسد. با چنین افزایشی، کمبود خانه‌های سالمندان، مراکز توان‌بخشی و به‌ویژه نیروی انسانی متخصص (پزشک، روانشناس و مددکار اجتماعی حوزه سالمندی) می‌تواند کشور را با «ابرچالشِ سالمندی» روبرو کند.

وضع فعلی آموزشی و نیاز به توسعه رشته

در ایران رشتهٔ طب سالمندی از سال ۱۳۹۰ راه افتاد اما رشد آن کند بوده و پذیرش دانشجو در این رشته تا سال‌های اخیر متوقف شده بود. اکنون تنها در چند دانشگاه پذیرش انجام می‌شود و تعداد رزیدنت‌ها بسیار اندک است. توسعه نظام آموزشی در این حوزه و افزایش ظرفیت‌های تربیت نیروی متخصص باید در اولویت سیاست‌گذاران قرار گیرد تا فرصت جبران کمبودها فراهم شود.

سیاست‌هایی که باید فوری اجرا شوند

برای جلوگیری از تشدید بحران، پیشنهادهایی عملی و زمان‌بندی‌شده قابل پیاده‌سازی است:

  1. گسترش سریع آموزش تخصصی: افزایش ظرفیت پذیرش رزیدنت در طب سالمندی و راه‌اندازی گرایش‌های مرتبط (روانشناسی سالمندی، مددکاری سالمندی) در دانشگاه‌های علوم پزشکی؛
  2. ساماندهی خدمات سرپایی و بین‌بخشی: طراحی مراقبت‌های یکپارچهٔ سالمندی در سطح جامعه شامل کلینیک‌های چندتخصصی، تیم‌های خانه‌محور و برنامه‌های آموزش خانواده و مراقبان.

اجرای این دو محور، در کنار تامین منابع بیمه‌ای برای خدمات سالمندی و تشویق به ایجاد مراکز توانبخشی و خانه‌های سالمندان تحت پوشش بیمه، می‌تواند فشار سیستم بهداشتی را کاهش دهد و هزینه‌های بلندمدت را مدیریت‌پذیر کند.

پیام نهایی: از اکنون سرمایه‌گذاری کنیم

سالمندی پدیده‌ای برگشت‌ناپذیر جمعیتی است؛ اما اثرات منفی آن قابل مدیریت‌اند اگر از امروز برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری هدفمند در نیروی انسانی، زیرساخت‌ها و سیاست‌های حمایتی آغاز شود. کمبود کمتر از ۵۰ متخصص برای بیش از ۱۰ میلیون سالمند زنگ خطری است؛ پاسخی جامعه‌محور و بلندمدت می‌طلبد تا فردا که موج سالمندی بزرگ‌تر شد، نظام سلامت و خانواده‌ها دچار فروپاشی مراقبتی نشوند.

مجله اینترنتی مکتوری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *